دو خط موازی

پای تخته استاد دو خط موازی کشید خط بالایی نگاهی به خط پایینی کرد و عاشق شد و خط پایینی نگاهی به خط بالایی کرد و در دلش عاشق شد.در همین لحظه بود که استاد گفت:دو خط موازی هیچ وقت به هم نمیرسن.

/ 2 نظر / 7 بازدید
Hossein

چقدر کم توقع شده ام... نه آغوشت را می خواهم ، نه یک بوسه نه حتی بودنت را ... همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافی است ... مرا به آرامش میرساند حتی اصطکاک سایه هایمان .....

HOSSEIN

سكوت ميكنم نه به احترام آنانكه از فريادم خسته شدند نه براي آناني كه به دنبال سكوتم هستند نه براي دل او كه ميخواهد مرا بشكند و نه براي بودني تكراري سكوت ميكنم چون صداي تو را در سكوت ميشنوم تو كه تمام دنياي پر از فريادم را به يكباره خاموش كردي و به من سكوت را هديه دادي...