...

از خدا دیگه هیچی نمیخوام،دیگه هیچ آرزویی ندارم،رویایم را میخواستم که به آن رسیدم،دنیا را میخواستم که آنرا به دست آوردم،رویای که همان دنیای من است،و تویی که همان دنیای منی...فرشته

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
abbas

با سلام گاهی برای دلم دل تنگ میشوم گاهی مثل مداد مشکی پر رنگ میشوم با هرگناه فاصله میگیرم از شما دارم شبیه مردم دل سنگ میشوم… کلیک کنید و عضو بشین http://feedbu er.google.com/fb/a/mailverify?uri=abbasonline

amir

کـآش میـבـآنـِـستـــے בُنـیـآے مـَלּ בر لـَبـخـَنـבهـآے تــُو لــَمس کـَـرבלּ احسـآسـَت گرفـتـَלּ בستـآنـَت خُلـآصــﮧ میشـَوב ....بــِﮧ هـَمیـלּ سـآבگــے بـَرـآے تـَمـآم لـَحظــﮧ هـآے بـآ مـَלּ نـَبوבنت בلـتـَنگــے میکـُنـَم !

بهراد

تکیه به شونه هام نکن.....من از تو افتاده ترم..... ما که به هم نمیرسیم.....بسه دیگه بزار برم..... کی گفته بود به جرم عشق.....یه عمری پرپرت کنم..... حیف تو نیست کنج قفس.....چادر غم سرت کنم...... من یه قلندر شبم ......نه قهرمان قصه ها....... یه پرده ی حلقه به گوش...نه ناجی فرشته ها....... من عاشقم همین و بس ....قصه نداره بی کسیم...... قشنگیه قسمت ماست .....که ما به هم نمی رسیم........

سايه

تبريك ميگم انشاالله هميشه به هر چي ميخواي برسي و هميشه دنيا به كامت عسل باشه گلم[گل][قلب][تایید]

بهراد

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است در بند سر زلف نگاری بوده‌ست این دسته که بر گردن او می‌بینی دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست . . .

بهراد

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها یک طرف پنجره ها در همه آوازها ، حرف آخر زیباست آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم ؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

بهراد

به روی زندگی دو خط زرد می کشم و چشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم تو رفتی و بدون تو کسی نگفت با خودش که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم . . .

حمید

سلام خوبی تو وبم چند تا اپ شاید قشنگ شایدم نه ولی هر چی هست خوشحال میشم بیای منتظرم[گل]

غریبه

بیاموزیم که هیچ‌گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت‌شان نگذاریم به حساب بی عقلیشان نگذاریم به حساب اینکه چیزی حالیش نیس نذاریم